تبليغاتX
جوک و لطیفه
جوک و لطیفه
جوک و داستانهای بامزه
فحش جدید
1- برو با اون چاقت
2- نه تربیت داری نه خانوادگی
3- تازه از وحشی فرار کرده

...

به بهترین فحش از این مدلش صدآفرین جایزه می دیم

|+| نوشته شده در  شنبه 21 آذر1388ساعت 23:47  توسط امیر نادری  | 

یه رودخونه دوغ

ترکه قاشق قاشق ماست می ریخته تو آب رودخونه بعد یه لره میاد میگه چی کار می کنی ؟ ترکه میگه دارم دوغ درست می کنم لره بش میگه همینه که میگن خرین دیگه آخه این همه دوغ رو کی میتونه بخوره

|+| نوشته شده در  پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 14:5  توسط امیر نادری  | 

نوار

يه روز دوتا لر سوار يه تاكسي ميشن. تاكسيه پژو بوده. بعد يكي از لرا به راننده ميگه: اقاي راننده يه نوار بزار حال كنيم. راننده ميگه: خودت يكي از تو داشبورت انتخاب كن بزار. لره هم از تو داشبورت بين چند تا نوار يه نوار ويديو پيدا ميکنه هر چي سعي ميكنه بزاره تو ضبط نميتونه بزاره اون رفيقش مي زنه تو سرش ميگه اي گيج اين نوار مال تريلي نه پژو

|+| نوشته شده در  پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 5:4  توسط امیر نادری  | 

چند لطیفه
رشتیه و آبادانیه رو داشتن اعدام میگردن رشتیه مثل بید میلرزید . آبادانیه با خونسردیه تمام نگاهی کرد به رشتیه و گفت: کا مگه بار اولته !!!!!!


يارو داشته هلو می خورده، به هسته اش که می رسه میگه به به! گردو هم داره!...


تاحالا هر کی زیر ما خوابیده ناراضی بلند نشده روابط عمومی پتوی گلبافت


اگه اين نوار غزه رو پيدا كردي بده ما هم گوش كنيم


طرف با خدا قهر میکنه. صبح که میخواد از خونه بره بیرون میگه به امید بعضیا

|+| نوشته شده در  پنجشنبه 9 مهر1388ساعت 18:15  توسط امیر نادری  | 

لرمپیک

اولین دوره المپیک لرها، موسوم به "لرمپیک" با رشته های زیر آغاز شد: 

شنای با مانع - کشتی پروانه - پرش روی نیزه - شیـــــرجه روی چمن- اسب سواری با سگ

 

|+| نوشته شده در  شنبه 23 خرداد1388ساعت 10:7  توسط امیر نادری  | 

ساختمون 10 طبقه
غضنفر از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!

|+| نوشته شده در  شنبه 2 خرداد1388ساعت 19:40  توسط امیر نادری  | 

ماهی گیر
پليس به تركه: اينجا ماهي‌گيري قدغنه!!! تركه: ولي اينجا تابلو نزدين!!!

 پليس:

نزديم كه نزديم، زود باش از بالاي اون آكواريوم بيا پايين

|+| نوشته شده در  جمعه 10 آبان1387ساعت 8:28  توسط امیر نادری  | 

چند لطیفه

يه روز از ۱۱۰ ميان يه دیوونه رو بگيرن مي زنه مامور ۱۱۰ رو ميکشه بعد از اون ميگه پليس ۱۰۹ ها ها ها ها

 


يه آقایی ميره پنجاه تومن ميندازه صندوق صدقات، ميبينه غضنفر داره از اون ور خيابون بهش مي خنده، فکر ميکنه کم انداخته، يه دويست تومني ميندازه، مي بينه باز داره مي خنده، فکر مي کنه ضايس، يه پونصد تومني در مياره، مي بينه باز مي خنده، خلاصه يه هزاري در مياره ميندازه تو صندوق، مي بينه غضنفر دلشو گرفته قاه قاه مي خنده. ميره اون ور خيابون بهش ميگه: آخه مردک براي چي مي خندي؟ کار من کجاش خنده داره؟
غضنفر ميگه: ه ه ه ...اين که گوشي نداره.


 

يارو داشته پسرشو در مورد ازدواج نصيحت مي كرده، مي گه: پسرم خواستي زن بگيري، برو از فاميل زن بگير.. ببين تو همين دور وبر خودمون، داييت رفته زن داييت رو گرفته... عموت رفته زن عموت رو گرفته... حتي خود من، اومدم مادرت رو گرفتم!

 


  

قزوينيه كنار زمين فوتبال خوابيده بوده، بهش ميگن: پاشو برو تو زمين، بازي شروع شده. ميگه: من برانكاردم

 


 

  يه مارمولک ميره مشهد و ميشه مشمولک  بزرگ ميشه ميشه مشمول ميبرندش سربازي

|+| نوشته شده در  جمعه 20 اردیبهشت1387ساعت 16:17  توسط امیر نادری  |