تبليغاتX
جوک و لطیفه
جوک و لطیفه
جوک و داستانهای بامزه
برق گرفتگی
برق میره

ترکه با قابلمه میره در خونه لره میگه برق دارین؟

لره میگه: همین کارا رو میکنین بهتون میگن خر حالا برو یه ظرف پلاستیکی بیار تا برق نگیردت.

|+| نوشته شده در  جمعه 29 خرداد1388ساعت 11:16  توسط امیر نادری  | 

لرمپیک

اولین دوره المپیک لرها، موسوم به "لرمپیک" با رشته های زیر آغاز شد: 

شنای با مانع - کشتی پروانه - پرش روی نیزه - شیـــــرجه روی چمن- اسب سواری با سگ

 

|+| نوشته شده در  شنبه 23 خرداد1388ساعت 10:7  توسط امیر نادری  | 

لیز خوردن
یارو داشته برای دوستانش تعریف می کرده: “رفته بودم جنگل، که ناگهان یه خرس بزرگ دنبالم گذاشت، من هی می دویدم، خرسه هم هی پشت سر من می دوید و لیز می خورد… من هی می دویدم، خرسه هم هی پشت سر من می دوید و لیز می خورد…”
دوستاش می گن: “حالا خوبه تا اینجا رسیدی خودت رو خراب نکردی!”
 می گه: “پس فکر کردید برای چی خرسه لیز می خورد؟”

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 13 خرداد1388ساعت 18:36  توسط امیر نادری  | 

حركت وهمي تصاوير ثابت

چرا با اين كه تصوير ثابت است، به نظر مي‌رسد خطوط در حال حركتند؟ حركت وهمي و غيرواقعي در تصاوير ثابت، يكي از جالب‌ترين موضوعات تحقيقاتي بر روي ادراك انسان‌ در پزشكي و روان‌شناسي است. براساس تئوري حركت خيالي، استفاده از ترتيب «رنگ‌ها» و «الگوها»ي خاصي در يك تصوير، باعث مي‌شوند به نظر برسد يك تصوير ثابت، در جهت‌هاي مختلف در حال حركت‌ است. پژوهشگران مي‌گويند ترتيب قرار گرفتن نوار رنگ‌ها در الگوهاي تكراري نامتقارن (repeated asymmetric patterns يا RAP)، باعث مي‌شود بيننده، تصور كند تصاوير در حال حركت و خزيدن در يك جهت خاص هستند.

اگر نواري از «RAP»ها كه به سمت راست حركت مي‌كند در كنار نواري كه به سمت چپ حركت مي‌كند قرار بگيرد، تأثير اين تصاوير بيشتر مي‌شود. پژوهشگران با آزمايش رنگ‌هاي گوناگون در چرخه‌ي رنگ‌هاي استاندارد، دريافتند كه چهار رنگي كه مورد استفاده قرار مي‌گيرد، بايد تا حد امكان با يكديگر تفاوت داشته باشند؛ مثلاً سفيدهاي دوتايي با سياه، و آبي با زرد، بهترين تركيب‌ها را براي ايجاد تصاوير فريبنده به‌وجود مي‌آورند.

به وسط عکس نگاه کنید و سرتان را جلو و عقب ببرید

زندگی پر از رنگهاست. گول رنگها را نخوریم

|+| نوشته شده در  دوشنبه 4 خرداد1388ساعت 17:32  توسط امیر نادری  | 

ساختمون 10 طبقه
غضنفر از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!

|+| نوشته شده در  شنبه 2 خرداد1388ساعت 19:40  توسط امیر نادری  |